پاسارگاد

پاسارگاد

پاسارگاد یا دشت مرغاب جلگه مرتفعی است در شمال غربی استان فارس که در دامنه تپه ها و کوه های منشعب از جبال زاگرس واقع شده است.شکل آن به مستطیلی می ماند که در شمال 12-10 کیاومتر عرض دارد و در شرق و غرب حدود 25 کیلومتر طول دارد و قسمت پایینی آن (در واقع در جنوب غرب) نوک تیز می شود. و به تنگی منتهی می گردد که 12 کیلومتر طول و 200 تا500 متر عرض دارد و « تنگ بلاغی» خوانده می شود و پاسارگاد را از کوتاهترین راه به جلگه سیوند می رساند.

موقعیت جغرافیایی پاسارگاد در کشور ایران .
 

دشت مرغاب یا جلگه پاسارگاد را رودخانه پلوار سیراب می کند . بخاطر همین رودخانه پلوار ، جلگه پاسارگاد همیشه بارور و نشیمنگاه اقوام بوده است.

محوطه باستانی پاسارگاد در 138 کیلومتری شیراز،در فاصله سه کیلومتری جاده آسفالته شیراز به آباده قرار دارد.دشتی که پاسارگاد در آن واقع شده، همانطور که اشاره شد ، به نام دشت مرغاب نامیده می شود و مساحتی تقریباً 20*15 کیاومتر و ارتفاعی حدود 1200 متر از سطح دریا دارد.

موقعیت قرارگیری پاسارگاد نسبت به روستاهای اطراف و نسبت به جاده اصلی شیراز به آباده

ماخذ : سازمان نقشه برداری کل کشور .
 

پاسارگاد را راهی شاهی به تخت جمشید و شوش پیوند داده، هرتسفلد و دیگران آثار این راه را در جلگه مرغاب یافته اند که از شمال وارد می شده و از مغرب تل تخت می گذشته و به کنار آرامگاه کورش می آمده و سپس یکراست به تنگ بلاغی می رسیده. بعدها این راه به طرف شرق کشانده شده است، به گونه ای که جادة شاهی اصفهان- شیراز از سمت شمال،از دو سه کیلومتری مشرق رودخانة پلوار به جنوب و جنوب شرقی سرازیر می شده و در جنوب شرقی به تنگ بلاغی می رسیده است. از میان این راه ، جاده ای عمومی به دهکده مادر سلیمان یا مرغاب می رسد که اکنون به روستای به نام پاسارگاد معروف است و پس از گذر از پلی فلزی ( تازه احداث ) ، یکراست به سوی آرامگاه کوروش می رود تا از آن جا به شمال و شرق پیچیده و آثار دیگر را دور زند.

نام و وجه تسمیه پاسارگاد

نزدیک به دویست سال از اثبات مشهد مادر سلیمان به عنوان آرامگاه کوروش و دشت مرغاب به عنوان پاسارگاد قدیم می گذرد و در این مدت نیز درباره صورت و معنی «پاسارگاد» سخنان بسیاری عنوان شده است. نخستین کسی که اظهار نظر کرده است هرودوت می باشد او می گوید که«پاسارگادی» نام مهمترین طایفه و عشیره پارسیان بوده است و هخامنشیان از این طایفه برخواسته اند.

نخستین کسی که نام پایتخت کوروش را یاد کرده ، کتزیاس پزشک یونانی داریوش دوم و اردشیر دوم هخامنشی است که در ایران می زیست و لابد به این نام آشنایی کامل داشته است. وی نوشته است که کوروش در « نزدیک پاسارگاد» بر آخرین پادشاه ماد پیروزی یافت.

پس از او آریستبولوس، از یاران اسکندر مقدونی، می گوید که این سردار «گنج پاسرگاد» را تاراج کرد.استرابو جغرافیانویس و مورخ سده اول میلادی و همچنین نیکلائوس دمشقی و پلیانوس از پاسارگاد نام برده اند،پلینی می گوید:«رودخانه ای است به نام سیتپ.گانوس که اگر بر آن هفت روز کشتی برانند به شهر پاسارگاد می رسند.پلوتارخوس، کنتوس، کوریتوس و استفانوس بیزانسی که در سده یازده و دوازده میلادی می زیسته از پاسارگاد نام برده اند. چنانچه می بینیم یک دسته از روایات باستانی نام شهر را« پاسارگاد» دانسته و دسته دیگر آن را با «پارس ، پرس» ارتباط داده اند تا جائیکه به عنوان نمونه ویلیام اوزلی که در 1810 تا1812 به همراه نماینده بریتانیا در ایران بود در سفر نامه خود تخت جمشید و پاسارگاد را یکی می داند و می گوید کلمه «پرسه پلیس» را به نادرست یاد کرده اند و آن « پارسه گرد» بوده یعنی « نشیمنگاه پارسیان» .


در بررسی نوشته های صاحب نظران بطور کلی می توان اینگونه نتیجه گرفت که:

- نام اصلی شهر پاسارگاد چیزی شبیه« پُسُر گَد» بوده و رابطه ای میان این نام و«پارس» نیست.

- نام پاسارگاد از اسم قبیله شاهی پارسیان یعنی قبیله «پاسارگاد» گرفته شده که « گران گرزان» (پُسُر یا پُزَر یا پُچُرُ به معنی گران و سنگین و گَرُ یا گدا به معنی گرز می باشد) معنی می داده است.

- و نیز نوشته اند که پاسارگاد در اصل پس از کادرش یعنی پشت کوه ارکادر بوده است.کوه ارکادر را داریوش کبیر ضمن نبشته های میخی خود در بیستون ( بند 11 از ستون اول ) ذکر کرده است.

آثار پیش از تاریخ و آثار پیش از دوره هخامنشی

دشت خرم پاسارگاد از زمان های بسیار کهن مورد توجه ساکنان بومی فارس بوده و رونق آن در زمان هخامنشیان به معنی آغاز زندگی در آن جا نبوده است. نقشه های قدیمی پاسارگاد نشان از سکونت گاه هایی متعدد در گوشه و کنار دشت دارند که متعلق به دوران های مختلف هستند .

ازهمه مهمتر، کاوش های مرحوم سامی درچند مکان پیش از تاریخ دشت مرغاب ، آثار متعلق به فرهنگ پیش از هخامنشیان آن ناحیه رامشخص کرده است . آثار پیش از تاریخ در جنوب ده کردشول (یکی از روستاهای جلگه پاسارگاد) و حاشیه پلوار در دوتلان ، تل خاری ،‌ شمال تپه تخت سلیمان و حاشیه غربی رودخانه پلوار و نیز در شمال غربی « محوطه مقدس » یافته شده است .

آرامگاه کوروش

معماری آرامگاه

اولین بنایی که در بدو ورود به محوطه تاریخی حفاظت شده پاسارگاد با آن مواجه می شویم بنایی موسوم به آرامگاه کوروش کبیر میباشد ، این بنا ساخته شده از قطعات سنگهای بزرگ سفید آهکی است که روی هم قرار داده شده اند و صفه آرامگاه را که متشکل از شش ردیف پلکان مرتفع است و همچون هرم خودنمایی می کند را ایجاد می کنند.

از شش طبقه صفه ارتفاع طبقه زیرین 65/1، طبقه دوم و سوم هرکدام 05/1 متر و ارتفاع سه طبقه دیگر هرکدام 5/57 سانتی متر می باشد. مساحت اولین طبقه صفه 35/13 * 30/12 متر می باشد، در حالی که مساحت طبقه ششم که اتاق آرامگاه بر روی آن قرار دارد 40/6 * 35/5 متر می باشد.

قطعات سنگها را با بست های آهنی دم چلچله ای ( خاص هنر هخامنشی ) وصل کرده اند و از هیچ گونه ملاتی جهت اتصال سنگها به هم استفاده نکرده اند .

در حال حاضر ارتفاع آرامگاه از سطح زمین 10/11 متر می باشد.

اندازه اتاق آرامگاه 11/3*17/2 متر و بلندای آن 5/327 سانتی متر می باشد.

این اتاق در گذشته درسنگی داشته است. ضخامت دیوارهای این اتاق 50/1  متر می باشد. هرتسفلد برای نخستین مرتبه متوجه می شود که اتاق دارای دو در بوده و سوراخ های پاشنه درها مشخص است.

قسمت شیب دار بالای اتاق که دو قسمت می شود دارای 75/4 متر طول و 85 سانتی متر ارتفاع است.

در سال 1349 ه.ش. توسط استروناخ برای نخستین بار یک دایره برجسته در روی سنگ بالای در اتاق آرامگاه کوروش دیده شد که قسمت بالای آن از بین رفته،استرو ناخ آن را نمادی از اهورامزدا می داند.

1.پلان آرامگاه 

2.شمال شرقی

3.جنوب شرقی

4.جنوب غربی

5.شمال غربی

نقشه های شماره (1،2،3،4،5 ) :

آرامگاه کورووش بزرگ و چهار نمای بنای مذکور .

ماخذ : پاسارگاد ، دیوید استروناخ.

اسامی آرامگاه

این آرامگاه، حداقل هزار سال به نام های مسجد مادر سلیمان(ع) ، مشهد مادر سلیمان(ع) ، گور مادر سلیمان(ع) ، گور سلیمان(ع) ، مشهد ام النبی(ع) ، مقبره سلیمان(ع) و مشهد مرغاب نامیده می شده است. چند نام نخستین ، در ارتباط با حضرت سلیمان(ع) می باشد و مشهد مرغاب به دلیل دشت مرغاب که بنای آرامگاه در آن قرار دارد، اطلاق شده است. آقای سامی در مورد علت اشتهار پاسارگاد به مشهد مادر سلیمان و مشهد ام النبی می گوید: پاسارگاد را عوام و ساکنین دهات مجاور مشهد مادر سلیمان و قبر مادر سلیمان و مشهد ام النبی و مشهد مرغاب می نامند و این نام هائیست که پس از اسلام باین مکان داده اند . اینک عقیده و نوشته پاره ای از مورخین متأخر را در وجه تسمیه این بنا به مشهد ام النبی عیناً نقل می نماید: صاحب فارس نامه ناصری (مرحوم حاج میراز حسن فسائی) ضمن توصیف این محل در صفحه 301 می نویسد : « مشهد محل شهادت و قبر انبیاء و اولیاء و بزرگزادگان دین را گویند و چون این بلوک را مشهد ام النبی گفتند و چون عجم حضرت سلیمان (ع) و جمشید را یکنفر دانسته اند آنرا مشهد مادر سلیمان نیز گفته اند. . . »

مرحوم فرصت الدوله شیرازی صاحب آثار عجم ذیل نقشه قبر کوروش در صفحه 230 می نویسد : « یکی از مورخین می گوید چون برخی جمشید را سلیمان میدانند شاید مادرش در آنجا مدفون باشد لهذا باین اسم خوانده شده اما در یکی از تواریخ اروپا مرقومست که سلیمان ابی جعفر برادر هارون الرشید شهر پسارگیدی را تحویل داشته وقتی از جانب خلیفه بحکومت آنجا رفته ، مادرش که همراه بوده در آن سرزمین درگذشته و بخاک مدفون آمده از آنوقت معروف به قبر مادر سلیمان گردیده و بطول زمان گمان نموده اند سلیمان نبی است پس مشهد ام النبی نیز گفته اند و الله اعلم. این بلوک از شهرهای بزرگ ایران و اولین بناست که نهاده شده . . . »

ابن بلخی با آنکه بیشتر از شهرها و نقاط پارس را در فارس نامه خود ذکر کرده است از پاسارگاد فقط در یکجا آنهم ضمن مرغزاران (مرغزارکالان) نام می برد و آن چنین است : «مرغزارکالان نزدیک گور مادر سلیمانست . طول آن چهار فرسنگ اما عرض ندارد مگر اندکی و گور مادر سلیمان از سنگ  کرده اند ، خانه چهارسو هیچکس در آن خانه نتواند نگریدن ، گویند که طلسمی ساخته اند که هر که در آن خانه نگرد کور شود ، اما کسی را ندیده ام که این آزمایش کند. حمدالله مستوفی نیز در نزهه القلوب فقط در یکجا آنهم ضمن توصیف مرغزارن از مشهد مادر سلیمان نام می برد که اقتباس از فارس نامه بلخی است،وی می نویسد:مرغزارکلان بجوار گور مادر سلیمان(ع) طولش چهار فرسنگ اما عرض کمتر دارد و قبر مادر سلیمان از سنگ کرده اند خانه چهارسوست . . .  صفحه 180»

ولی علی سامی معتقد است که مردمان بعد از اسلام بسیاری از ساختمان های مهم و عظیم سنگی که ساختن آنرا از عهده بشر خارج می دانسته اند و از زمان ساختمان و بانی آن نیز اطلاعی نداشتند بحضرت سلیمان پیغمبر نسبت داده اند باین تصور که چون دیوان در بند حضرت سلیمان بوده اند برای او کاخهای عظیم سنگی را که حمل آن از دست بشر خارجست ساخته اند کما اینکه در همین پاسارگاد بنای مرتفعی سنگی روی تپه را بنام تخت سلیمان می نامند و آثار سنگی مشرق شیراز را بهیمن نام می خوانند و در آذربایجان نیز خرابه قصر اشکانیان را به تخت سلیمان نامیده اند و در نتیجه بنای مقبره سنگی کوروش به قبر مادر سلیمان یا مشهد ام البنی که مقصود از نبی همان سلیمانیست معروف شده و شاید از همین گفته و اشتهار تصور دیولافوا سرچشمه گرفته باشد که مقبره کوروش را از آن کاساندان (ماندانه ) مادر کوروش دانسته است بهر حال همین معروفیت و اشتهار سبب گردید که پایتخت و آرامگاه کوروش کبیر شاهنشاه عظیم الشأن پارسی از انهدام بدست عربها مصون بماند و نژاد ایرانی امروز بتواند آنها را مایه فخر و مباهات خود قرار دهد.

کـــــــاخ دروازه

کاخ دروازه یا کاخ R استروناخ یا کاخ نقش برجسته دار هرتسفلد، دروازه پاسارگاد به شمار می رفته و در منتهی الیه مجموعه کاخ ها در فاصله 200 متری جنوب شرقی کاخ بارعام واقع شده است.طرح آن به صورت تالاری بوده مستطیل شکل، به طول 5/28 متر و عرض 5/25 متر که دارای دو ردیف چهارتایی ستون بلند و چهار درگاه بوده است. درگاه های شمال شرقی و شمال غربی اصلی بوده اند و دو درگاه دیگر فرعی.

کاخ دروازه 
 

تالار کاخ دروازه اطاق شکوهمندی بوده با وسعت 542 متر مربع و سنگ فرشی از تخته سنگهای خوش تراش سفید مرمرین داشته که بعدها همه را از جا کنده و برده اند، زیرستونها مکعب های مضاعف یا دو پله ای با قاعده ای متجاوز از 2*2 متر و ارتفاعی 160 سانتی متر بوده است که از سنگ سیاه نیک تراشیده شده، درست کرده بودند و روی آنها را شالی از سنگ سیاه پاکتراش ولی بی پیرایش گذارده و قلمه های ستون را همچون استوانه ای بلند و بی پیرایه بر آنها نهاده بودند. با توجه به خصوصیات بنا،ارتفاع درونی تالار به 16 متر رسیده است. ستونها گویا از گاوهای دو سر درست شده بودند که رویشان به سوی درگاههای اصلی بوده است.

دیوارهای تالار بسیار کلفت بوده و در داخل تا حدود 70 سانتی متر ازاره بندی (ازسنگ سپید) شده بودند و در خارج دارای نیم جرزهای پهن چند پله ای بوده اند که بر استقامت آنها می افزوده.درگاه های اصلی ظاهراً در حدود 9 متر بلندی،حدود 20/3 متر پهنا و 5/4 متر عمق داشته اند.

کف درگاه از سنگ سیاه خوب تراشیده پوشیده شده است و جرزهایی از سنگ سفید مرمر نما داشته اند که بر هر کدام نقشی وجود داشته است. چنان می نماید که در این هم بمانند«دروازه ملل» در تخت جمشید،جرزهای درگاه ورودی به نقش گاو بالدار آراسته بوده است. در درگاه های فرعی که در میانه دو جناح طولی تالار تعبیه کرده بودند،جرز و کف از سنگ سفید بوده و هر درگاه 80/1 متر پهنا و 55/1 متر عمق داشته است. بر هریک از چهار جز این دو درگاه نقش یک موجود طبیعی یا خیالی و بلای سر آن کتیبه ای سه زبانی (فارسی باستان، عیلامی و بابلی) به خط میخی تراشیده بودند. از این چهار نقش اصلی،تنها یکی، در شمال غربی،مشهور به صورت انسان بالدار، باقی مانده است.


پـــلان کـــــــاخ دروازه
ماخذ : پاسارگاد ، دیوید استروناخ .
 
 
ازآنجا که این کاخ دروازه پاسارگاد محسوب می شده،می توان تاریخ آن را به دوره اول کوروش نسبت داد،اما وجود تأثیر شدید هنر فنیقی در نقش انسان بالدار و آثار هنر لودیه ی و ایوانی در تراش سنگ ها، ما را متوجه تاریخی جدیدتر می کند و زمان برآوردن کاخ را به 540 تا 530 ق.م می کشاند.
 

نقش انسان بالداراین نقش در اصل به کتیبه سه زبانه ای مزین بوده که نوشته ای با این مضمون داشته :« من کوروش،شاه هخامنشی ».

نقش حجاری شده بر جرز درگاه شمال غربی کاخ دروازه معرف به نقش انسان بالدار 


 این نقش برای اولین بار در بازدید جیمز موریه و سرویلیام اوزلی در سال 1811م ثبت شد،قبل از اینکه توسط سررابرت کرپورتر در 1818م و مجدداً به وسیله تکسیه و کست در حدود سال 1840م به دقت طراحی شود.

آخرین بازدید کننده قدیمی که نوشته میخی را در جای اصلی آن بر بالای نقش دید، جان اوسشر بود که در اوایل سال1861م از پاسارگاد بازدید کرد و بعد از مدتی،وقتی که عکاس پیشگام اشتولتز در سال 1874م از پاسارگاد دیدار کرد،تمام بخش فوقانی نقش از جای خود برداشته شده بود. نقش برجسته نشان دهنده مردی است با ریش انبوه و چهار بال.که رو بسمت چپ یعنی به سوی مرکز بنا دارد. این مرد تاجی دارد که به یک کلاه شیاردار کاملاً چسبیده به سر،وصل است. تاج بر روی شاخهای بلند و تابدار یک قوچ حبشی،بین دو مار کبری پشت به هم که هریک گوی کوچکی را به نماد خورشید بر سر دارند،قرار گرفته است.

بخش اصلی این تاج شامل سه دسته گل نی است که هریک از آنها گوی خورشید را بر فراز داشته و با پرشتر مرغ احاطه شده اند. سه حلقه خورشیدی با دایره های متحدالمرکز، درانتهای دسته گل نی قرار دارد. اغلب این تاج را به نوع aTEf منسوب کرده اند و همچنین آن طور که اشمیت خاطر نشان کرده،نمونه ای از تاج مصری hmhm است که از دوره اختاتون به بعد رایج گردید. اندام این نقش به ردایی یکسر و حاشیه دار ایلامی ملبس است که از روی بازوی راست می گذرد و حاشیه های لباس با نقش روزت ختم می شود. بدن نقش به صورت نیم تنه کامل می باشد. و در پشت ان چهاربال دیده می شود که بر گرفته از هنر آشوری مخصوصاً در «نگهبان بالدار و جادویی» کاخ سارگن دوم در خرس آباد دانسته اند. نظریه های متفاوتی در راستای هویت بخشی به این نقش مطرح شده است.آیا این نقش کوروش است؟  آیا فروهر است؟ یا نمایش شاه است به حالت روحانی؟ یا مفهوم دیگری دارد؟

با توجه به اینکه نام کوروش در کتیبه مفقود شده بالای آن ذکر گردیده گرایش بیشتر به نظریه اول وجود داشته که همان «ذوالقرنین» یعنی دارنده دو شاخ سنتهای اسلامی و قران می باشد. سامی احتمال می دهد این پیکر مظهر فروهر میباشد، زیرا نوعی روحانیت و الوهیت در نقش می بیند و آن را همتای روحانی کوروش می داند، شاپور شهبازی با جنبه تخیلی کمتر نقش را به نوعی نمایش آرمانی از کوروش کبیر نسبت می دهد. اما بر مبنای نوشته های هرودت که « ایرانیان خدایان خود را تصویر نمی کردند» قبول اینکه نقش بالدار به یکی از خدایان بومی تعلق داشته دشوار است.

 

5 6


5- نقش حجاری شده انسان بالدار هنگامی که دارای کتیبه بوده است ( طراحی چارلز تکسیه ، حدود 1840 م ) . ماخذ : پاسارگاد ، استروناخ .

6- نقش حجاری شده انسان بالدار هنگامی که دارای کتیبه بوده است ( طراحی رابرت کارپرتر ، حدود 1818 م ). ماخذ : پاسارگاد ، استروناخ

کاخ بارعامبقایای ساختمانی را که ایرانیان« دیوان خانه » می خواندند و هرتسفلد آن را « کاخ ستون دار » نامیده ( چون یک ستون آن بر جای مانده است ) و استروناخ از آن به عنوان کاخ S یُاد کرده و بعداً به « کاخ بارعام» مشهور شده در 1250 متری شمال شرقی آرامگاه کوروش واقع شده است. « کاخ بارعام » مشتمل بر یک تالار مرکزی و چهار ایوان در اطراف آن بوده است. تالار کاخ بنایی رفیع و مستطیل شکل بوده با طول 35/32 متر، عرض 14/22 متر و ارتفاعی که تا بام به 18 متری می رسیده است . سقف آن بر 8 ستون (در دو ردیف چهارتایی) استوار بوده است.

کاخ بارعام.

 در این کاخ هم دو نوع سنگ سیاه و سفید آهکی بکار رفته است، زیر ستونها سنگ های سیاه و شالی و قلمه ستونها (قلمه 12 متری مشتمل بر 4 تکه) از سنگ سفید مرمر نما بوده است.

 

تنها ستون پابرجای کاخ بارعام و پایه و شالی و قلمه همین ستون

 

 سر ستون ها هم به شکل جانوران و سر از سنگ سیاه بوده ؛ آثاری از سر ستون های شیر ، شیردال ( شیر شاخ دار ) و گاو و اسب یافته اند. سرستون های اسب مانند خاص این بنا می باشد.

نمونه سرستون مکشوفه در کاخ بارعام
ماخذ : پاسارگاد ، استروناخ .
 
 
دیوارهای تالار از خشت خام بوده و اطراف نمای آن را ازاره بندی یا گچ کاری کرده بودند. کف تالار از دو طبقه سنگفرش پوشیده شده است. طبقه زیرین از سنگ سفید زبره تراش و به قطر 48 سانتی متر بوده است، و روی آن طبقه دوم از سنگ سفید مرمر نمای بسیار تراشیده به قطر 44 تا 50 سانتی متر و از تخته سنگهای بزرگ بوده که تقریباً همه آنها را در دوران بعدی به جاهای دیگر( به ویژه مسجد اتابکی و کاروانسرای اتابکی) برده و بکار گرفته اند.

پلان کــاخ بارعـــام.


درمیانه هر یک از چهار دیوار ، در گاهی از سنگ سیاه به پهنای 206 سانتی متر و عمق 162 سانتی متر تالار را به ایوان  جانبی وصل کرده است. جوانب این درگاه را نقوشی آراسته،آنچه باقی مانده در دو جرز درگاه شرقی و دو در شمالی و جنوبی است.

نقوش درگاه جنوب شرقی : مردی برهنه پای با جبه ای که با زینتی چون فلس های ماهی آراسته شده و دامنی کوتاه در جلو و مردی که پای و سم گاو دارد و دمی بسیار آراسته و مزین به گل و در دست چوبی گرفته که سر آن در عقب به درفشی منتهی گردیده است. جهت پای این دو نشان می دهد که رو به سوی ایوان تالار می رفته اند .

نقوش در گاه شمال غربی : پاهای برهنه یک انسان را نشان می دهد که جلو یک هیولا راه می رفته . این جانور پاهایی چون چنگال عقاب داشته و ردایی بسیار آراسته پوشیده است .

نقوش درگاه جنوب غربی : بقایای نقش سه مرد برهنه پای بلند جبه را نشان می دهد که سه جانور سم دار را به دنبال می کشند.

نقش برجسته های درگاه جنوب شرقی کاخ بارعام
مأخذ : آرشیو تصاویر دفتر فنی پاسارگاد

ننقش برجسته های درگاه شمال غربی کاخ بارعام.
مأخذ : آرشیو تصاویر دفتر فنی پاسارگاد

 

هر یک از چهار ایوان را دو جرز سنگی متقارن بوده که الوار پیشانی سقف بر روی آنها قرار می گرفته است. درون این جرزها برای کاستن وزن آنها گود شده و این گودی خود باعث تحکیم دیوار خشتی - که از درون آنها آغاز می شده - گردیده است.

در ایوان جنوبی (جنوب غربی) کتیبه ای برروی جرز باقی مانده است این کتیبه دارای چهار سطر است دو سطر اول نزدیک به هم هستند و دارای یک متن فارسی باستان که بدین گونه خوانده می شود:

«اَدُمُ کورش خشایُثی یُه هُخامنشی یُه» : « من کوروش(ام)،شاه،هخامنشی.» روایت ایلامی و بابلی هریک یک سطرند و بازگو کننده همین مطلب هستند. به احتمال  بسیار  روایات ایلامی و بابلی را کوروش نگاشته و روایت فارس باستان را داریوش افزوده است.

جرزهــــــای سنگی موجود کــاخ بـارعـــام .
مأخذ : آرشیو تصاویر دفتر فنی پاسارگاد

از چهار ایوان کاخ،ایوان شمال شرقی بزرگتر از همه است. که دارای دو ردیف ستون هر ردیف 24 تا می باشد. ایوان جنوبی 28 ستون،در دو ردیف 14 تایی و دارای دو اتاق قرینه بوده است. تاریخ ساخت این کاخ را به سالهای 546 تا 530 ق.م تخمین زده اند.

کاخ اختصاصی

در 230 متری شمال غربی« کاخ بارعام » و شمال شرقی« بوستان پاسارگاد » بقایای کاخی واقع است که مختصات یک بنای مسکونی را دارد و از این روی به « کاخ نشیمن » یا « کاخ اختصاصی» شهرت یافته است. استروناخ این کاخ را کاخP می نامد .تا آغاز سده بیستم چون تنها یک جرز سنگی از این کاخ بیرون از خاک بود،آن را « کاخ جرزدار » می نامیدند. طرح این کاخ مستطیلی به طول 76 متر و عرض 42 متر میباشد با تالاری 30 ستونی (6*5ردیفی) با یک ایوان داراز 40 ستونی (20*2ردیفی) در شرق و ایوانی ستونی (12*2) درغرب بوده است. هرایوان دو اتاقی جانبی هم داشته است. دو درگاه بزرگ تالار را به ایوان متصل کردند که در مرکز قرار نگرفته و از سمت شمال واقع شده اند.

پلان کــــاخ اختصـــاصی .
 
 
کف بندی در این کاخ قابل توجه است می توانیم مرمت های دوره هخامنشی را ببینیم به طوری که هرجا رگه ای در سنگ بوده تعمیر کرده اند و وصله های هخامنشی تا کنون باقی مانده اند. زیر ستون ها همه مکعبی دوپله ای هستند. امر غریبی که در مورد این ستون ها می توان اشاره کرد این است که همه آنها فقط تا ارتفاع حدود 190 سانتی متر (از روی شالی) باقی مانده اند و هیچ اثری از قلمه بالایی ستون و یا سرستون یافت نشده است. از سوی دیگر،مشخصات معماری مخصوصاً ارتفاع جرز سنگی موجود(درگوشه جنوب شرقی ایوان شرقی) نشان می دهد که هر یک از ستون ها احتمالاً 10 متر ارتفاع داشته است. با توجه به مقداری قطعات گچی قوس دار و مزین به رنگ های مختلف که در درون خاک های انباشته شده در تالار یافته اند،این احتمال وجود دارد که در طرح اصلی بنای این تالار فقط بخش زیرین ستون ها را از سنگ ساخته بودند و بقیه آنها را از چوب ساخته و رویشان را با گچبری مزین آراسته اند. این گچ اندود، رنگ های بسیار درخشان آبی لاجوردی، زرد (زرین)، سرخ و سفید، سبز مسی و فیروزه ای داشته است و یقیناً روشنی و زیبایی خاصی به تالار می بخشیده.

 

نماهایی از کاخ اختصاصی
مأخذ : آرشیو تصاویر دفتر فنی پاسارگاد

 
هریک از درگاه های اصلی را از یک تخته سنگ سیاه خوب تراشیده درآورده و به نقوش برجسته مزین کرده بودند. کناره های درگاهها را همچون قابی برای نقوش برجسته به صورت مقعر نگه داشته اند. بر هر جرز،صحنه ای از «گذر شاه» نقش کرده بودند که شاه را درلباس پارسی و چکمه های بی بند پارسی جلوه گر می ساخت در حالی که عصا در دست،پیشاپیش مستخدمی از تالار خارج می شد. بر روی چین های لباس شاه کتیبه ای به خط میخی و به سه زبان عیلامی،بابلی و فارسی باستان کنده شده که شخص تاجدار را به عنوان « کوروش،شاه بزرگ،یک هخامنشی » معرفی می کرد. پیداشدن قطعه ای از یک کتیبه محصور در خطوط موازی،نشان می دهد که احتمالاً سه زبانی بالای جرز، برفراز نقش شاه و مستخدمش هم کنده شده بوده. جزئیات تزیینی این نقوش،قاب دور آنها،آثار استعمال ابزارهای سنگ تراشی و صیقل زنی و استعمال زر و زیور آلاتی که در سنگ نشانده اند،همه بیانگر مشخصات هنر دوره داریوش بزرگ، به ویژه حدود 510 ق.م است و به همین جهت می توان تعیین کرد که این نقش بنا به فرمان داریوش بر درگاه ها حکاکی شده است. اگر چه طرح کاخ ، نوع سنگ فرش ، انواع جرزها ، ستون ها و ایوانها همه از زمان کوروش وجود داشته است.

 

نقوش درگاه شمال غربی کاخ اختصاصی
مأخذ : آرشیو تصاویر دفتر فنی پاسارگاد


تنها جرز جنوب غربی تالار بر پای مانده است که مانند جرز کاخ بارعام دارای کتیبه ای سه زبانی در چهار سطر به خط میخی همه در بردارنده معنای«من،کوروش،شاه هخامنشی» هستند.

کتیبه میخی جرز کاخ اختصاصی
مأخذ : آرشیو تصاویر دفتر فنی پاسارگاد

آرامگاه کمبوجیه ( زندان سلیمان )

در حاشیه شمالی محوطه کاخ ها در سلطه ویرانه ها دیواره ( برج ) سنگی بلندی با ارتفاعی نزدیک به 14 متر قرار گرفته است. این ساختار به شدت آسیب دیده و به زندان سلیمان معروف است. نزدیکترین نمونه مشابه به آن کعبه زرتشت در نقش رستم است. اما برج ، زندان سلیمان ساختة زمان کوروش و یا کمی پس از اوست ولی« کعبه زرتشت اثری است از داریوش » .

 

نمـای آرامگاه کمبوجیه  ( زندان سلیمان ) .
ماخذ : پاسارگاد ، استروناخ .

 

نقشه آرامگاه کمبوجیه ( زندان سلیمان  
ماخذ : پاسارگاد ، استروناخ
 


 درمورد کاربرد این بنا سخنان بسیار گفته شده، اما سه نظریه طرفداران زیادی یافته است. یکی اینکه این بنا آتشکده بوده ، دوم اینکه آرامگاه بوده و سوم اینکه محل نگهداری اشیاء بسیار مهم سلطنتی (مثل ردای کورش و تاج و درفش او) بوده است.

شهبازی پس از ارائه دلائلی در رد اولین و سومین فرضیه می گوید: « ما در آرامگاه بودن این برج شکی نداریم و چون تاریخ ساختن آن را حدود 530 یا کمی دیرتر می دانند ، آنرا آرامگاه کمبوجیه فاتح مصر می شماریم »

     آرامگاه کمبوجیه  ( زندان سلیمان )

سامی نیز معتقد است که شاید قبر کامبوزیا (کمبوجیه) بوده است و توضیح می دهد که :«کامبوزیا شهریار عصبانی و تند مزاج و مقتدر و فاتح مصر پس از اقامت سه سال در آنجا هنگام مراجعت از مصر به ایران در اکباتان خود را کشت. تاریخ نویسان قدیم راجع به قبر او که کجا بوده چیزی ننوشتند و پاره ای از باستان شناسان معتقدند شاید آثار خرابه های سنگی بین نقش رستم و تخت جمشید که

/ 0 نظر / 19 بازدید