ایران ویژ


+ شیر و خورشید

شیر و خورشید



http://www.peymanmeli.org/Images/sun-lion.gif




View Raw Image" href="http://i32.tinypic.com/14skx0h.jpg">View Raw Image" href="http://i32.tinypic.com/14skx0h.jpg">


http://www.pdemi.org/scanlion2.jpg

http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8606/bedahe3-zr.jpg

View Raw Image" href="http://i32.tinypic.com/14skx0h.jpg">  http://farm3.static.flickr.com/2778/4313716234_8e980a921b.jpg

http://www.iranian.com/main/files/blogimages/shirokhorshid-samarkand.JPG


http://www.sarbaz.org/images/farnflag/parcham.jpg

یکی از عادتهای دیرینه آدمیان است که در کارهای خود از شکلهای جانواران و دیگر آفریدها استفاده می جویند. چنانکه اینهمه الفبای گوناگون ریشه هرکدام از آنها شکلهای جانوران و دیگر چیزها بوده که آدمیان دیرین برای فهمانیدن اندیشه های خود بکار می برده اند. از جمله از روی دلیل هایی که خواهیم شمرد در ایران و دیگر سرزمینها از قرنهای بسیار باستان، پادشاهان و فرمانروایان شکلهای جانوران و ستارهای آسمانی، بویژه دو شکل شیر و خورشید را بر درفشها (پرچمها) و سکه ها و دیگر ابزارهای شاهی می نگاشته اند.

خورشید درخشان ترین جرم آسمانی و پادشاه ستارگان است. و میدانیم که نزد مردمان باستان جایگاه بس بلندی داشته که گاهی به پرستشش نیز برمیخاسته اند. شیر هم دلیرترین همه درندگان و پیش مردم بسنگینی و پابرجایی، بلکه بمردانگی نیز موصوف است، که خود بهترین نمونه پهلوانی و برای نقش بر درفشها و سپرها و دیگر ابزارهای جنگ شایانترین شکل می باشد.
در ارجمندی شیر پیش مردمان این بس که نام او را در هر زبان و هر سرزمین، بکودکان میدهند و ما پادشاهان بسیاری بنام لئو، یا اسد، یا شیر، یا ارسلان در تاریخ داریم. و از برخی از ایشان دلیل در دست هست که بشکل شیر علاقه داشته و برواج و شهرت آن می کوشیده اند.


خورشیدی برآمده از پشت یک شیر، همواره نمادی از قدرت و فرمانروایی بوده است. در ایران باستان مردم دلبستگی و احترام شایسته ای برای الهه خورشید که آن را «میترا» می نامیدند، قایل بودند و از این رو این نماد در زمره مهمترین نمادهای باستانی ایران و همواره تا دوران آخرین سلسله پادشاهی (پهلوی) منقوش بر پرچم ایرانیان بوده است. «شیر» مظهری از قدرت خاکی و زمینی و «خورشید» جلوه ای از قدرت آسمانی و سنتز این دو تجلّی قدرتی تفویض شده از آسمان به مردم است که در وجود شاه یا سلطان تبلور می یابد (مقاله شمای استبداد جاودان در ایران را نیز ببینید.)

از اینجا یک نکته دیگر نیز می توان دریافت: همان گونه که پذیرش اسلام از سوی ایرانیان با توجه به پیشینه دراز و بی نظیر ایرانیان در یکتاپرستی امری قسری و جبری نبوده، مردم بین نمادهای باستانی و بومی خود با نمادهای مذهبی شبیه سازیهایی برقرار ساختند و پذیرش نماد مذهبی آن هم با این گستره فراخ و نفوذ عمیق جز از طریق این شباهت کم نظیر از راه دیگری امکان نداشته، با توجه به بعد زمانی کاربرد این مقوله به منزله جزیی از ذهنیّت پاک نشدنی و حافظه ناخودآگاه ایرانیان درآمده است. مردم ایران همچنان که به قداست آناهیتا احترام گذاشته، معبد پرشکوه او را در کنگاور بنا کرده اند، امروزه به پاکی و معصومیّت فاطمه احترام گذاشته و بر سرنوشت تراژیک او اشک می ریزند. ظاهر نمادها تبدیل می پذیرد ولی معنایی که در پس آنان نهفته هرگز تغییر پذیر نیست.

نماد شیر و خورشید در پرچم  یکی از کهن‌ترین نمادهای ایرانیان است 
 خورشید درفش ده زبانه                   چون صبح دمیده دم نشانه
گشته ز می از درم چو دریا                       سنگ آبله رو تر از ثریا
هر شیر سیاه کایستاده                  چون مار سیه دهان گشاده
شیران سپاه در دریدن                             دیوان سپید در دویدن


این ابیات می رساند که در زمان نظامی بر درفشها نقش خورشید را با ده زبانه در گرداگردش و همچنین شکل شیرهای سیاه را با دهانهای باز می نگاشته اند. و اینکه گفتیم در زمان نظامی از اینجاست که میدانستیم شاعر آگاهی از رنگ و نقش درفشهای تازیان بیابان نشین نداشته و این ستایش را از روی درفشهای زمان و سرزمین خود (ایران) برآورده است.

درباره آفتاب گذشته از این بیتهای نظامی و شعرهای فردوسی دلیل دیگری در دست نیست. جز اینکه سکه ای هم با نقش مزبور در تصرف نگارنده است که دانسته نیست که از چه زمان و از کدام پادشاه است. بهرحال در خور شک نیست که هم بر درفشها و هم بر سکه ها آنرا می نگاشته اند. بویژه در زمانهای پیش از اسلام که فراوان بکار میرفته، ولی از پیدایش اسلام، فرمانروایان اسلام از بیم تهمت از بکار بردن خورشید اندیشه داشته اند و از اینجاست که در این زمانها این نقش کمتر بوده است.  شیر اکنون هم بر درفشهای برخی دولت ها از جمله آنها دولت انگلیس و بلژیک است بکار میرود. خورشید هم نشان آرژانتین از دولت های آمریکای جنوبی است.

سلطان محمود غزنوی با طراحی یک پرچم ویژه برای نخستین بار دستور داد نقش یک ماه را روی پرچم خود که رنگ زمینه آن یکسره سیاه بود، زردوزی کنند. سلطان مسعود غزنوی به انگیزه دلبستگی به شکار شیر دستور داد نقش و نگار یک شیر جایگزین ماه شود؛ نقشی که در دوره بعد با خورشید و شمشیر همراه شد و میان نقش پرچم رفت.

نماد شیر و خورشید یکی از کهن‌ترین نمادهای ایرانیان است که در طول تاریخ بارها به عنوان نشانه رسمی ایرانیان مورد استفاده قرار گرفته است.

 

بررسی تاریخی به دست آمده از نقش‌برجسته‌های کهن نشان می‌دهد که ایرانیان کهن به آن اهمیتی خاص می‌دادند. شیر نماد شجاعت و خورشید مظهر روشنایی و علامت میترا (مهر) بود. اما این پیوندی در قرار گرفتن این دو نماد در کنار یکدیگر در دوره‌های دیگر رخ داد.

از دوران کهن، خورشید به عنوان منبع نور و گرما و در نتیجه زندگی، نزد ایرانیان بسیار گرامی بود. شیر نیز که از جانوران جنوب فلات ایران (پارس، خوزستان و ...) بود، به عنوان نیرومندترین جانور فلات ایران، مورد احترام و بل، ستایش بود. از سوی دیگر، شیر نماد روز و روشنایی بود و گاو، نماد شب و تاریکی. سنگ کندههای تخت جمشید که شیری را نشان میدهد که گاوی را میشکند، نماد گردش روزگار و شکسته شدن شب از سوی روز است.

از این رو، این دو نماد در عهد باستان بر روی پرچمهای ایرانیان دیده میشد. البته نشان ماه و دیگر جانوران نیز بر درفشها، نقش میشدند.

در شاه نامه، در داستان رستم و سهراب، از زبان هژیر دربارهی درفش بزرگان ایرانیان میخوانیم:

 

یکی زرد، خورشید پیکر درفش              سرش ماه زرین، غلافش بنفش ...

زده پیش او، پیل پیکر درفش                  بـه نزدش ســواران زرینـه کفش ...

یکی شیر پیکر درفش بنفش                   درخشـان گهـر، در میان درفش ...

درفشش ببین، اژدها پیکر است           بر آن نیزه بر، شیر زرین سر است ...

 

ناصر خسرو قبادیانی درباره درفش خلیفه فاطمی مصر، میگوید:

 

رایت شان، صورت شیر است و پلنگ

بر سر رایت او، صورت فتح و ظفر است

 

بیهقی، از «علامت شیر»، سخن میگوید و از این رو پیداست که در آن زمان، پیکر شیر بر درفشها می‏بوده.

ابوالفرج رونی میسراید:

 

چندان علم شیر، بیفراشت که بفرود

ز یشان به فلک، برج اسد بی عدد اشکال

 

سعدی هم از پرچم شیر در چند جای سخن میگوید:

 

چو شیر رایت او را، صبا کند متحرک                        مجال حمله نماند، ز هول شیر عرین

 

ویا:

 

ز سایهی  علم شیر پیکرت، چه عجب                    که لرزه بر تن شیران فتد، چو شیر علم

 

ارزقی میسراید:

 

پلنگ و شیر و بجنبند، بر هلال علم                        تن از نسیج یمانی و جان، ز باد شمال

عبدالرزاق اصفهانی میسراید:

 

زهیبت تو، دل شیر آسمان همه وقت                     چنان که شیر علم، روز باد در خفقان

 

جلالالدین بلخی (مولوی)، چه در مثنوی معنوی و چه در غزلهای شمس، بسیار از شیر بر پرچم، سخن گفته است. نام آورترین شعر شیر بر درفش، از اوست:

 

همـه، شیریـم، شیـران علـم                                حملهمان، از بـاد باشد، دم به دم

 

در دوران مغولان، سکهای در توس زده شده است که شیر بر روی آن دیده میشود. سکه‎‎ای از کیخسروسلجوقی به جای مانده که شیر را با خورشید بر روی آن میتوان دید. البته شیر بر روی این سکه، یک شیر ماده و بییال است. خورشید بر روی این سکه، بر پایهی باور آریائیان که خورشید را مونث میدانستند (در زبان آلمانی کنونی نیز خورشید مونث است)، دارای چشم و ابرو و دهان و ... است.

از سوی دیگر، از غازانخان و سلطان محمد خدابنده (سازندهی شهر سلطانیه در نزدیکی زنجان)، سکههای مسین با شیرو خورشید، دست است. در پارهای از این سکه‏ها، خورشید دایرهوار است و از شیر جداست و در پارهای، خورشید نیم دایره است، بر پشت شیر.

همچنین، از سلمان ساوجی، شعری در دست است که نشان میدهد که در دوران او، شیر و خورشید را بر پرچمها، مینگاشتند:

 

خورشید نصرتست، به توفیق کردگار                      طالع، زشیر رایت جمشید کامکار

 

از پادشاههان صفوی (به جز شاه اسماعیل)، سکههای شیر و خورشید که خورشید، سوار بر پشت شیر است، زیاد بر جای مانده است.

از دوران شاه عباس بزرگ، سکههای بسیاری با نقش شیر و خورشید، به جای مانده.

در دوران صفویان، شیر را بر روی درفشها نیز نقش میکردند. از سوی دیگر، محمدرضا بیگ حاکم ایروان که از سوی دولت ایران به سفارت فرانسه رفته بود (1094خ/ 1715م)، پرچم شیر و خورشید را با خود حمل میکرد. البته خورشید، دارای دایره‏ی کامل بوده و جدا از شیر.

شاید نخستین درفش رسمی یک پادشاه ایرانی که نقش شیر و خورشید را دارد، درفش آٌقامحمدخان قاجار است (نویسنده عکسی از یک تابلوی نقاشی که اصل آن در فرانسه است، دارد که آٌقامحمدخان را در پای دژ تفلیس نشان میدهد و شیر و خورشید بر پرچمی که او در دست دارد، نمایان است).

در حالی که تا کنون بیشتر پژوهندگان بر این باور بودند که برای نخستین بار در دوران فتحعلی شاه، نشان دولتی ایران، شیر و خورشید بود. در دوره محمدشاه (نوهی فتحعلی شاه)، نشان ذوالفقار (شمشیرعلی(ع)) نیز برگزیده شد. در همین زمان است که با نشان شیر و خورشید در هم آمیخته و رفته رفته شمشیر را به کف شیر میدهند.

در سکههای دوران قاجاریه نیز، شیرو خورشید بسیار به چشم میخورد که گاه شیرها خوابیده و گاه ایستادهاند.

اما به باور نویسنده، نشان شیر و خورشید، یعنی خورشید بر پشت شیر، نشان «نیرومندترین خورشید» است. چنان که ژاپنیها، نشان خورشید تابان دارند و سرزمین خود را، سرزمین خورشید تابان مینامند. ایران نیز سرزمین نیرومندترین خورشید است. زیرا خورشید در برج اسد (شیر)، نیرومندترین و گرمترین خورشید است.

شیر در این جا، تنها نقش «توان» خورشید را بر عهده دارد. از این رو، نشان شیر و خورشید، نشان «نیرومندترین خورشید» است.

شیر و خورشید یک نماد ملی - مذهبی بوده نمادی که باورهای ایرانیان را همراه خود از نه هزار سال پیش به غصر حاضر آورده است . نمادی که باورهایی میترایی و مهری آن همراه سنتها و آداب و رسوم ایرانی این مردم را همراه دارد . باشد که این نشان را پاس بداریم ولی این را به یاد داشته باشیم که مردمی پیروز هستند که فرزند زمان خویش باشند...ایرانی با پیشینه اش زنده است ولی همین ایرانی خود این پیشینه را ساخته است و باز هم میتواند با اقتدار سوار بر شیر زمانه شود و خورشید ها را بر مرام خویش گذارد و به مقام و مرتبه متعالی برسد...

به امید آن روز

که بس نزدیک است ...


 

با درج مطالبی از دکتر هوشنگ طالع و احمد کسروی


 

 

 

اکنون به نقش شير و خورشيد در آسمان و علم ستاره شناسي ميپردازيم :

خاستگاه بسیاری از اسطوره‌ها و باورهای جوامع باستان و بازتاب آنها بر روی نگاره‌ها و آثار هنری همان مردمان، از پدیده‌ای کیهانی یا زمینی در محیط پیرامونی آنان الهام گرفته شده است. پژوهش بر روی باورها و تجلی مادی آنها نشان داده است که آنها به تمامی فرآیند خلاقیت ذهن بشر نبوده‌ و همواره حضور عاملی واقعی و ملموس در محیط زندگی انسان‌ها، تأثیری چشمگیر در پیدایش و شکل‌گیری باورهای همگانی داشته است.


ترکیب توأمان «شیر و خورشید» در یادمان‌های نگارین و متون ادبی ایرانیان و دیگر مردمان شرق باستان به فراوانی دیده شده است. در این ترکیب، نگاره‌ای از شیر دیده می‌شود که پرتوهای خورشید، گوی خورشید، گردونه خورشید و یا خدا/ ایزد وابسته به آن بر پشت یا پهلوی او جای دارد و یا خورشید در میانه دو شیر خروشان جای گرفته است. چنین نقوشی از جمله بر اشیای مفرغین لرستان و سنگ‌نگاره‌های هخامنشی دیده می‌شوند.

پرسش اینجاست که کدام پدیده در طبیعتِ پیرامون مردمان باستان موجب پیدایش این نگاره‌ و باورهای وابسته به آن شده است؟ نگارنده گمان می‌دهد که این نگاره نیز به مانند بسیاری از آثار هنری و اعتقادی دیگر، ردی در آسمان و سرای کیهانی داشته باشد.



پر نورترین و بزرگ‌ترین ستاره صورت فلکی شیر/ اسد (Leo)، ستاره «قلب‌الاسد» یا «مَلَکی» (Regulus) است که گاه به نام صورت فلکی خود، «شیر» خوانده می‌شود. این ستاره درخشان و تا اندازه‌ای آبی‌ رنگ، یکی از فرخنده‌ترین و گرامی‌ترین ستاره‌ها نزد ایرانیان دانسته می‌شده و نماد پادشاهی و شاهنشاهی بشمار می‌رفته است.

امروزه ستاره شیر در دامنه متوسط عرض‌های جغرافیایی ایران در آخرین روزهای بهمن‌ماه به آسمان سرشبی می‌رسد و همزمان با غروب خورشید در افق شرقی پدیدار می‌شود. اما در حدود چهار هزار سال پیش این رویداد در آغاز زمستان رخ می‌داد و ستاره شیر که از آغاز تابستان به آسمان روزانه رسیده بوده و هرگز دیده نمی‌شده است، اکنون و در آغاز زمستان و همزمان با رسیدن خورشید به انقلاب زمستانی و شب یلدا، از افق شامگاهی سر بر می‌کشد و پدیدار می‌شود.

به عبارت دیگر، زمان زایش و تولد سالانه خورشید با زایش شیر همزمان بوده است. هنگامی که خورشید به هنگام انقلاب زمستانی در حال فرو رفتن در افق غربی بوده، در همان لحظه، ستاره درخشان شیر در حال برآمدن از افق شرقی بوده است. این ستاره جای خالی خورشید در آسمان را تا بامداد روز بعد پر می‌کرده است.

شیر و خورشید از این زمان به بعد به یکدیگر نزدیک و نزدیک‌تر می‌شده‌اند و شیر هر شب مقداری زودتر طلوع می‌کرده و در آسمان شامگاهی بالا و بالاتر می‌آمده است. پس از شش ماه و در نخستین روزهای تابستان، شیر و خورشید به مقارنه می‌رسیدند و خورشید «سوار بر شیر» می‌شد. یعنی در زمانی که خورشید به انقلاب تابستانی و اوج کمال خود رسیده است. از همین هنگام، شیر به آسمان روزانه ‌رسیده و تا شش ماه از دیده‌ها پنهان می‌شد. شیر پس از این شش ماه ناپیدایی، دگرباره در آغاز زمستان و به هنگام زایش خورشید، هویدا می‌شود.

چنانکه می‌دانیم خورشید در فاصله انقلاب زمستانی تا انقلاب تابستانی، در حال اوج گرفتن و روزها در حال بلند شدن هستند. در حالیکه در فاصله انقلاب تابستانی تا انقلاب زمستانی، خورشید در حال افول و روزها در حال کوتاه شدن هستند. حضور و حرکت شیر در آسمان درست در هنگامی بوده که خورشید در وضعیت اوج‌گیری و گرم شدن و درخشان‌تر شدن بوده است. هنگامی که خورشید در وضعیت افول و سرد شدن بوده و از درخشندگی‌اش کاسته می‌شده، شیر نیز در آسمان دیده نمی‌شده است.

با توجه به ویژگی‌های بالا، به نظر می‌آید که ترکیب و پیوستگی شیر و خورشید در فرهنگ و باورهای ایرانی از چنین رویداد کیهانی برگرفته شده است. مردمان باستان با مشاهده چنین پدیده‌ای، پیوندی میان شیر و خورشید احساس می‌کرده‌اند و توان و نیروی گرمابخشی و روشنایی خورشید را تحت تأثیر و یاری شیر می‌دانسته‌اند. آنان این باور را در نگاره‌های خورشیدی که بر پشت شیر جای دارد، نشان می‌داده‌اند و آنچنان برایشان گرامی و فرخنده بوده است که نسل‌های بعدی، نگاره‌ای از آنرا به عنوان نشان ملی کشور برگزیدند.

 

ایران ویژ